رشيد الدين فضل الله همدانى

56

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

يكى را چهار پسر . من بعد مبادا كه با هم ديگر مناقشت كنند . مصلحت در آن باشد كه منصب و شغل و نام و لقب هر يك على حده معيّن گردد ، و هر يكى را نشانى و تمغايى « 1 » باشد و بدان منسوب و معروف گردند ؛ و هيچ يك با ديگرى منازعت نتواند كرد ، و فرزندان ايشان هر يك راه خود دانند تا موجب ثبات دولت و نيكنامى اوروق « 2 » شما گردد . اين سخن كون خان « 3 » را عظيم پسنديده آمد ، و ايرقيل خوجه « 4 » را فرمود تا آن را چنان كه تقرير كرده معيّن گرداند . ايرقيل خواجه آن شش پسر كه اوغوز « 5 » در حيات خود يك نيمه را بوزوق « 6 » و يك نيمه را اوجوق « 7 » نام كرده بود ، باز هر پسرى را از آن پسران بيست و چهارگانه لقبى نهاد ، و هر يكى را تمغايى معيّن كرد كه بر چهارپايان نهند تا معيّن باشد كه از آن كدام پسر است ، و هر يك پسر را معيّن كرد كه كدام جانور اونقون « 8 » هر يك باشد ؛ اشتقاق اونقون از اينق‌بولسون « 9 » است يعنى مبارك گردد ، و اونقون مبارك و دولت باشد هر يك شخص [ را ] به طريق تفأل ، و شرح هر يك در زير نام ايشان ياد كنيم بر اين جمله كه مرقوم است ،

--> ( 1 ) . Tamg ( 2 ) . Uruq ( 3 ) . Kun H n ( 4 ) . rqil - Hoga ( 5 ) . Oguz ( 6 ) . Buzuq ( 7 ) . Ug - uq ( 8 ) . Onqun ( 9 ) . In qbulsun